کارگاه تحلیل فصل ۴

۱- دو غزل زیر را بخوانید و پرسشها را پاسخ دهید:

مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست / هزار جان عزیزت فدای جان ای دوست

چنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلم / که یاد می نکند عهد آشیان ای دوست

گرم تو در نگشایی کجا توانم رفت /  به راستان که بمیرم بر آستان ای دوست

مرا رضای تو باید، نه زندگانی خویش / اگر مراد تو قتل است، وارهان ای دوست

که گفت سعدی از آسیب عشق بگریزد / به دوستی که غلط می برد گمانا ی دوست (سعدی)

***

ای دفتر حسن تو را فهرست، خط و خال ها / تفصیل ها پنهان شده در پرده اجمالها

آتش فروز قهر تو، آیین هدار لطف تو / هم مغرب ادبارها، هم مشرق اقبا لها

پیشانی عفو تو را پرچین نسازد جرم ما / آیینه کی بر هم خورد از زشتی تمثالها

با عقل گشتم همسفر یک کوچه راه، از بی کسی / شد ریشه ریشه دامنم از خار استدلال ها

هر شب کواکب کم کنند از روزی ما پار های / هر روز گردد تن گتر سوراخ این غربالها

هر چند صائب، می روم سامان نومیدی کنم / زلفش به دستم می دهد سررشتۀ آما لها (صائب)

الف) وزن هر دو غزل را بیابید.

وزن غزل سعدی: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن   / وزن غزل صائب: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن

ب) دو غزل را از نظر قلمرو زبانی و فکری مقایسه و تحلیل کنید.

غزل سعدی: قلمرو زبانی: «یاد می نکند»: کاربرد قدیم / «گرم تو در نگشایی»؛ «هزار جان عزیزت فدای جان»: جابه جایی ضمیر / حذف به قرینۀ معنوی: (به راستان قسم می خورم)؛ به دوستان (قسم می خورم) / قلمرو فکری: بر بنیاد غزل سبک عراقی فقط دلبر ارزشمند است، نه دلشده.

غزل صائب: قلمرو زبانی: «را»ی اضافه گسسته: ای دفتر حسن تو را فهرست…» / استفاده از اصطلاحات عامیانه: «یک کوچه راه»؛ «ریشه ریشه شدن دامن» / تعداد واژه های عربی صایب از سعدی بیشتر است. / قلمرو فکری: دلبر نسبت به غزل سعدی عرفانی تر و پیوستگی عمودی ابیات ضعیف تر است

پ) دو غزل را از دیدگاه زیبایی شناسی تحلیل نمایید.

غزل سعدی: اضافۀ تشبیهی (تشبیه فشرده): مرغ دل / جناس ناهمسان: جان و جهان؛ راستان و آستان / جناس همسان: که (ضمیر مبهم) که (حرف ربط) / حس آمیزی: جواب تلخ

غزل صائب: اضافۀ تشبیهی (تشبیه فشرده): دفتر حسن؛ پردۀ اجمال؛ خار استدلال / استعاره: پیشانی عفو؛ غربال / جان بخشی در بیت های ۲ و ۵ / اسلوب معادله: بیت سوم

گزارش:

الف) قلمرو زبانی: غزل سعدی واژگان نسبتاً کهن تری دارد مثل: غایب، مقصود، آستان، آشیان و در غزل صائب واژگان جدیدتری به چشم می خورد؛ مانند: همسفر؛ هر چند که در غزل صائب هم واژگان کهن دیده می شود مثل: تمثال، ادبار، اقبال. در غزل صائب واژگان و ترکیباتی از فرهنگ عامیانه هم به چشم می خورد؛ مانند: یک کوچه راه، روزی ما پارۀ سوراخ این غربال ها

ب) قلمرو فکری: غزل سعدی درونمایه عاشقانه دارد همراه با تقریباً وحدت موضوع؛ اما غزل صائب نوعی گفت وگوی درونی سخنسرا با خداست که بی توجه به امور دنیوی خودش هم نیست.

پ) آرایه ها در غزل سعدی کمتر و زبان شعری روان تر و قابل فهم تر است و در غزل صائب بیشتر است و آرایه ها عمدتا تشبیه (دفتر حسن، مغرب ادبارها، خار استدلال و…) و تشخیص( پیشانی عفو، با عقل همسفر شدن و…) است.

۲- در ابیات و عبارات زیر تشبیه را مشخص کنید و ارکان تشبیهات فشرده را بنویسید:

الف) کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق / بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی (قیصر امین پور)

کشتی عشق: اضافه تشبیهی (تشبیه فشرده)؛ مشبه:‌ عشق ؛ مشبه به:‌ کشتی

ب) پس از ابر کرم، باران محبت بر خاک آدم بارید و خاک را گل کرد و به ید قدرت در گل از گل دل کرد.( مرصاد العباد)

ابر کرم: اضافه تشبیهی (تشبیه فشرده)؛ مشبه:‌ کرم؛ مشبه به:‌ ابر / باران محبت: اضافه تشبیهی (تشبیه فشرده)؛ مشبه:‌ محبت؛ مشبه به:‌ باران

پ) پروردگارا روا مدار در ظلمات جهل و ضلال از چراغ هدایت به دور افتم. (صحیفه سجادیه)

ظلمات جهل: اضافه تشبیهی (تشبیه فشرده)؛ مشبه:‌ جهل؛ مشبه به:‌ ظلمات / ظلمات ضلال: اضافه تشبیهی (تشبیه فشرده)؛ مشبه:‌ ضلال؛ مشبه به:‌ ظلمات / چراغ هدایت: اضافه تشبیهی (تشبیه فشرده)؛ مشبه:‌ هدایت؛ مشبه به:‌ چراغ

ت) مه طاسک گردن سمندت / شب طره پرچم سیاهت

مه طاسک گردن سمندت: تشبیه فشرده؛ مشبه:‌ ماه؛ مشبه به:‌ طاسک گردن سمندت / شب طره پرچم سیاهت: تشبیه فشرده؛ مشبه:‌ شب؛ مشبه به:‌ طره پرچم سیاهت

چرخ ار چه رفیع، خاک پایت / عقل ار چه بزرگ طفل راهت (جمال الدّین عبدالرزّاق اصفهانی)

چرخ خاک پایت: تشبیه فشرده؛ مشبه:‌ چرخ ؛ مشبه به:‌ خاک پایت / عقل طفل راهت: تشبیه فشرده؛ مشبه:‌ عقل ؛ مشبه به:‌ طفل راهت

ث) دریای شورانگیز چشمان تو زیباست / آنجا که باید دل به دریا زد، همین جاست (حسین منزوی)

دریای چشمان تو: اضافه تشبیهی (تشبیه فشرده)؛ مشبه:‌ چشمان تو؛ مشبه به:‌ دریا

۳- مجاز را در بیت های زیر مشخص کنید:

الف) عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت / فتنه انگیز جهان نرگس جادوی تو بود (حافظ)

عالم: )کلیّه(؛ مجاز از مردم عالم / نرگس:)شباهت(؛مجاز از چشم یار

ب) دیدی که خون ناحق پروانه شمع را / چندان امان نداد که شب را سحر کند (شفائی اصفهانی)

 خون: (سببیّه)؛ مجاز از کشتن

پ) از تو به که نالم که دگر داور نیست / وز دست تو هیچ دست بالاتر نیست (سعدی)

دست: (آلیّه)؛ مجاز از نیرو

۴- در ابیات و عبارات زیر استعاره را بیابید و مشخص کنید که آن استعاره، کدام رکن باقی مانده از تشبیه است؟

الف) بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد / بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد (حافظ)

بت: (مشبّهٌ به): استعاره از یار / گل (مشبّه بٌه): استعاره از گونه یا چهره / سنبل(مشبّهٌ به): استعاره از زلف / خط (مشبّهٌ به): استعاره از موی بررسته بر رخ

ب) دلا تا کی در این زندان فریب این و آن بینی / یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی (سنایی)

زندان (مشبّه بٌه): استعاره از این جهان مادی / چاه ظلمانی: (مشبه به) : استعاره از این جهان مادی / دلا (ای دل): مشبه؛ استعاره پنهان و جانبخشی

۵- در ابیات زیر عبارت کنایه را مشخص کنید و مفهوم کنایی آن را بنویسید.

الف) به تیغم گر کُشد، دستش نگیرم / و گر تیرم زند منت پذیرم (حافظ)

کنایه: « دست گرفتن» کنایه از «مانع شدن»

ب) یکی نغزبازی کند روزگار / که بنشاندت پیش آموزگار (فردوسی)

کنایه: «پیش آموزگار نشاندن» کنایه از «اقرار به نادانی»

۶- آرایه های تشبیه، مجاز، استعاره و کنایه را در ابیات و عبارات زیر مشخص کنید:

الف) داغ است دل لاله و نیلی است برِ سرو / کز باغ جهان لاله عذاران همه رفتند (محمد تقی بهار)

استعاره: دلِ لاله؛ برِ (پهلو) سرو؛ لاله عذار / تشبیه: باغِ جهان؛ لاله عذار / داغ بودن بر لاله: کنایه از «نشان غم داشتن» / نیلی است بر سرو: کنایه از «رنج کشیده است» / رفتند:‌ کنایه از «نابود شدند»

ب) با آسمان مفاخره کردیم تا سحر / او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم (حسین منزوی)

استعاره: مفاخره با آسمان؛ / تشبیه پنهان: تو مانند ستاره ای / دم زدن: کنایه از «سخن گفتن»

پ) این نغمه محبت بعد از من و تو ماند / تا در زمانه باقی است آواز باد و باران (شفیعی کدکنی)

استعاره (جانبخشی): آواز باد و باران / تشبیه فشرده: نغمه محبت / آواز باد و باران باقی است: کنایه از «تا هنگامی که جهان برپاست»

ت) الهی، عقل گوید: الحذر، الحذر؛ عشق گوید: العجل، العجل. (آیت اله حسن زاده آملی)

استعاره(جانبخشی): عقل گوید؛ عشق گوید

ث) از دیده گر سرشک چو باران چکد، رواست / کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر (حافظ)

استعاره: روزگار عمر / تشبیه گسترده: سرشک چو باران؛ عمر چو برق بشد

ج) روشنی روز تویی، شادی غم سوز تویی / ماه شب افروز تویی، ابر شکربار بیا (مولوی)

استعاره: ابر شکربار(دلبر) / تشبیه: تو روشنی روزی؛ تو شادی غم سوزی؛ تو ماه شب افروزی

چ) چون در این آیات تأمّل کنند، بهار توحید از دلهای ایشان سر برزند. درخت معرفت به بار آید، چشمه حکمت گشاید، یاسمین شوق بر دهد. (کشف الاسرار میبدی)

تشبیه: بهار توحید؛ درخت معرفت؛ چشمه حکمت؛ یاسمین شوق

ح) دلم شکستی و رفتی، خلاف شرط مودّت / به احتیاط رو اکنون که آبگینه شکستی (سعدی)

استعاره: دلم شکستی؛ آبگینه (دل) / کنایه: دلم شکستی (مرا آزردی)

خ) تو قامت بلند تمنّایی ای درخت / همواره خفته است در آغوشت آسمان / بالایی ای درخت (سیاوش کسرایی)

استعاره: ای درخت؛ آسمان خفته است؛ قامت تمنّا / تشبیه: تو قامت بلند تمنّایی

د) جهان را سر به سر آیینه می دان / به هر یک ذرّه‌ای صد مهر تابان (شیخ محمودشبستری)

تشبیه: جهان را آیینه می دان / استعاره: مهر

ذ) همگنان خاموش / گرد بر گردش به کردار صدف بر گرد مروارید. (اخوان ثالث)

تشبیه: به کردار صدف بر گرد مروارید

ر) ای گل بوستان سرا، از پس پرده ها درآ / بوی تو می کشد مرا، وقت سحر به بوستان (صائب)

استعاره: ای گل (دلبر) / از پس پرده ها درآمدن: کنایه از «خودنمایی کردن»

ز) پیداست از گلاب سرشکم که من چو گل / یک روز خنده کردم و عمری گریستم (شهریار)

استعاره: من چو گل یک روز خنده کردم و عمری گریستم / تشبیه: گلاب سرشکم؛ من چو گل / یک روز خندیدن: کنایه از «مدت اندکی شاد بودن» / عمری گریستن: کنایه از «مدت بسیاری غمناک بودن»

ژ) موی سفید را فلکم رایگان نداد / این رشته را به نقد جوانی خریده ام (رهی معیری)

استعاره(جانبخشی): فلکم رایگان نداد عمر/ رشته: استعاره و مجاز / موی سفید بودن: کنایه از پیری و آزمودگی

۷- با خوانش درست ابیات، مرز پایه های آوایی آنها را مشخّص کنید و هر پایه را در خانه خود قرار دهید:

الف) اگر تو ز آموختن سر بتابی، / نجوید سر تو همی سروری را (ناصر خسرو)

پایه های آواییا  گر تز آ موخ تن سر ب تا بی
ن جو یدس ر ته می سرو ری را
وزنفعولنفعولنفعولنفعولن
نشانه های هجاییUـ ـ Uـ ـ Uـ ـ Uـ ـ

ب) در هوایت بی قرارم روز و شب / سر ز پایت بر ندارم روز و شب (مولوی)

پایه های آواییدر هوایتبی قرارمروز و شب
چ صحـ را ییچ خضـ را ییچ در گا هی
وزنفاعلاتنفاعلاتنفاعلن
نشانه های هجاییـUـ ــUـ ـ ـUـ

۸- با خوانش بیت ها، مرز پایه های آوایی را مشخّص کنید، سپس خانه هایی به تعداد آنها طرّاحی نموده، هر پایه را در خانه خود جای دهید و وزن آنها را بنویسید:

الف) ز چشم شوخ تو جان کی توان برد /  که دایم با کمان اندر کمین است (حافظ)

پایه های آواییز چش م شوخ ت جان کیتان برد
ک دا یم  باک مان ان درک می نست
وزنمفاعیلنمفاعیلنفعولن
نشانه های هجاییUـ ـ ـUـ ـ ـUـ ـ

ب) نمیرم از این پس که من زنده ام / که تخم سخن را پراکنده ام (فردوسی)

پایه های آوایین می رما زین پسک من زند ام
ک تخ مس خن راپ را کند ام
وزنفعولنفعولنفعولنفعل
نشانه های هجاییUـ ـ Uـ ـ Uـ ـ Uـ

۹- با توجّه به آهنگ بیت زیر، پایه های آوایی مناسب (غیر از واژه های بیت) را تولید کنید و آن را در جای خالی بنویسید:

نمی دانم بگو عشق تو از جانم چه می خواهد / چه می خواهد بگو عشق تو از جانم؟ نمی دانم (قیصر امین پور)

پایه های آوایین می دا نمب گو عش قت از جا نمچ می خا هد
چ می خا هدب گو عش قت از جا نمن می دا نم
وزنمفاعیلنمفاعیلنمفاعیلنمفاعیلن
نشانه های هجاییUـ ـ ـUـ ـ ـUـ ـ ـUـ ـ ـ

۱۰- بیت های زیر را متناسب با پایه های آوایی تفکیک کنید، سپس وزن و نشانه های هجایی هر یک را در خانه ها قراردهید:

الف) بازآمدم بازآمدم، از پیش آن یارآمدم / در من نگر، درمن نگر، بهر تو غمخوار آمدم (مولوی)

پایه های آواییبا زا  م  دمبا زا م دماز پی ش آنیارآمدم
در من ن گردر من ن گربه ر ت غمخا را م دم
وزنمستفعلنمستفعلنمستفعلنمستفعلن
نشانه های هجاییـ ـUــ ـUــ ـUــ ـUـ

ب) ای همه هستی ز تو پیدا شده / خاک ضعیف از تو توانا شده (نظامی)

پایه های آواییای ه م هستی ز ت پیدا ش د
خا ک ض عیفز ت ت وانا ش د
وزنمفتعلنمفتعلنفاعلن
نشانه های هجاییـUUــUUــUـ

۱۱- پایه های آوایی بیت های زیر را مشخّص کنید و با ذکر دلیل بنویسید که چرا ابیات زیر دارای وزن همسان دولختی هستند؟

الف) از نظرت کجا رود، ور برود تو همرهی / رفت و رها نمی کنی، آمد و ره نمی دهی (سعدی)

پایه های آواییاز ن ظ رت ک جا ر ودور ب ر  ودت هم  رهی
رف ت ر هان می ک نیآ م د  رهن می د هی
وزنمفتعلنمفاعلنمفتعلنمفاعلن
نشانه های هجاییـUUـUـUــUUـUـUـ

ب) اشک سحر زداید، از لوح دل سیاهی / خرّم کند چمن را، باران صبحگاهی (رهی معیری)

پایه های آواییاش ک سحر ز دا یداز لو حدل س یا هی
خر رم کند چ من رابا را نصب ح گا هی
وزنمفعولفاعلاتنمفعولفاعلاتن
نشانه های هجاییUـ ـ ـUـ ـUـ ـ ـUـ ـ

۱۲- بیت هایی را که نظم همسان دولختی ( دوری) دارند، مشخّص کنید:

الف) در سینه ام دوباره غمی جان گرفته است / امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است (سلمان هراتی)

پایه های آواییدر سی نام د با رغ می جان گرف ت است
ام شب  دلم ب یا دش هی دان گرف ت است
وزنمفعولفاعلاتمفاعیلفاعلن
نشانه های هجاییـ ـ UـUـUUـ ـUـUـ

ب) بسیار گنه کردیم، آن بود قضای تو / شاید که به ما بخشی، از روی کرم آنها (سنایی)

پایه های آواییبس یا ر گ نه کر دیمآن بو د ق ضا ی ت
شا ید کب ما بخ شیاز رو یک رم آن ها
وزنمفعولمفاعیلنمفعولمفاعیلن
نشانه های هجاییUـ ـ Uـ ـ ـUـ ـ ـUـ ـ ـ

پ) هر دم از این باغ بری می رسد / تازه تر از تازه تری می رسد (نظامی)

پایه های آواییهر د م زینبا غ ب ریمی ر سد
تا ز ت رزتا ز ت ریمی ر سد
وزنمفتعلنمفتعلنفاعلن
نشانه های هجاییـUUــUU ــUـ

۱۳- بیت های زیر را تقطیع هجایی کنید و مطابق جدول زیر، پایه های آوایی، وزن و نشانه های هجایی آن را بنویسید:

الف) دایم گل این بستان، شاداب نمی ماند / دریاب ضعیفان را در وقت توانایی (سعدی)

پایه های آواییدا یم گل این بس تانشا دا بن می ما ند
در یا بض عی فان رادر وق تت وا نا یی
وزنمفعولمفاعیلنمفعولمفاعیلن
نشانه های هجاییUـ ـ Uـ ـ ـUـ ـ ـUـ ـ ـ

ب) هر نفس آواز عشق، می رسد از چپ و راست / ما به فلک می رویم، عزم تماشا که راست (مولوی)

پایه های آواییهر ن ف ساوا ز عشقمی رس دزچ پ راست
ما ب ف لکمی ر ویمعز م ت ماشا ک راست
وزنمفتعلنفاعلنمفتعلنفاعلن
نشانه های هجاییـUU ــUـ ـUU ــUـ

پ) غمناک نباید بود، از طعن حسود ای دل / شاید که چو وابینی، خیر تو در این باشد (حافظ)

پایه های آواییغم نا کن با ید بو داز طع نح سو دی دل
شا ید کچ وا بی نیخی ر تد رین با شد
وزنمفعولمفاعیلنمفعولمفاعیلن
نشانه های هجاییUـ ـ Uـ ـ ـUـ ـ ـUـ ـ ـ