قالبهای شعر پارسی

چکیده قالبهای شعر پارسی

ghaleb-e-sher

مستزاد

شعری است که به آخر هر مصراع آن کلمه یا کلماتی افزوده شود. افزوده ها معنی مصراع پیش یا پس از خود را تکمیل می کنند.  کهنترین مستزاد از آن مسعود سعد سلمان است. اهمیت مستزاد از آن روست که احتمالا از منابع الهام نیما در کوتاه و بلند کردن مصراعهای شعر نو بوده است.

نمونه هایی از مستزاد

ای کامگار سلطان، انصاف تو به گیهان / گشته عیان

مسعود شهریاری، خورشید نامداری / اندر جهان

ای اوج چرخ جایت، گیتی ز روی و رایت / چون بوستان

چون تیغ آسمان گون، گردد به خوردن خون / همداستان

باشد به دستت اندر، از گل بسی سبک تر / گرز گران

بر تیز تگ هزبری، برقی که گردد ابری / زیر عنان

کوهی که باد گردد، چون گردباد گردد / در زیر ران

پیش رفیع تختت، از طوع و طبع بختت / بسته میان

کس چون تو ناشنوده، عادل چو تو نبوده / نوشین روان

در هیچ روزگاری، کس چون تو شهریاری / ندهد نشان

در شکر و مدحت تو، پاینده دولت تو / شد همزبان

آمد بهار خرم، شد عرصه های عالم / پر گلستان

از دست هر نگاری، نیکوتر از بهاری / باده ستان

در عز و ناز و شادی ،بر تخت ملک بادی / تا جاودان

مسعود سعد سلمان

هر که گدای در مشکوی توست / پادشاست

شه که به همسایگی کوی توست / چون گداست

باغ جهان، موسم اردیبهشت / یا بهشت

گر نه ثنا خوان گل روی توست / بی صفاست

نرگس گلزار جنان هر که گفت / یا شنفت

اینکه چو چشمان بی آهوی توست / بی حیاست

مشک ختن گفت به رنگ و به رو / یا به بو

در شمر طره هندوی توست / بر خطاست

سرو شنیدم که قد آراسته / خاسته

مدعی قامت دلجوی توست / بد اداست

ای تو مرا قبله راز و نیاز/ در نماز

عیب مکن، روی دل ار سوی توست / مبتلاست

گر به نمازی دل من بی خبر / یک نظر

منحرف از قبله ابروی توست /  نارواست

رحم کن، ای دیده رخ زرد من / درد من

گر نه امیدش به داروی توست / بی دواست

مهدی اخوان ثالث