آموزه چهاردهم: حملۀ حیدری

آموختیم که حماسه دو گونه است: طبیعی و مصنوعی. یکی از حماسه های مصنوعی و سنّتی حمله حیدری از باذل مشهدی ( م . ۱۱۲۴) است. سخنور در این مثنوی به شرح زندگی و جنگ های پیامبر (ص) و علی (ع) تا شهادت آن حضرت در محراب مسجد کوفه پرداخته است.  بخشی از این کتاب را که توصیف نبرد حضرت علی(ع) با عمرو بن عبدود است می خوانیم. شاعر تحت تأثیر حماسه های ملّی ایران، حماسه ای دینی را به شیوه شاهنامه سروده است.

۱- دلیران میدان گشوده نظر / که بر کینه  اوّل که بندد کمر

قلمرو زبانی: دلیران : پهلوانان / قلمرو ادبی: قالب: مثنوی / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (رشته انسانی) / نظر: مجازاً چشم / نظر گشودن: کنایه از چشم انتظار بودن / که : چه کسی / کینه : دشمنی / کمر بستن: کنایه از آماده برای انجام کاری شدن

بازگردانی: پهلوانان همه منتظر بودند که چه کسی نبرد را می آغازد.

۲- که ناگاه عمرو آن سپهر نبرد / برانگیخت ابرش برافشاند گرد

«عَمرو» و «عُمر»: هر دو اسم خاص اند. برای این که شکل مکتوب آن ها با هم اشتباه نشود، به اوّلی یک حرف « و » می افزایند؛ امّا این « و » بر زبان رانده نمی شود .

قلمرو زبانی: سپهر: آسمان / عمرو، سپهر نبرد: تشبیه فشرده / ابرش : اسب خالدار / برانگیختن: تحریک کردن (بن ماضی: برانگیخت، بن مضارع: برانگیز) / برافشاندن: پراکندن / / قلمرو ادبی: گرد برافشاندن: کنایه از جولان دادن /

بازگردانی: که ناگهان عمرو که در جنگاوری مثل آسمان بود، اسبش را به حرکت آورد  و همه جا را پر گرد و غبار  کرد .

۳- چو آن آهنین کوه آمد به دشت /  همه رزمگه کوه فولاد گشت

قلمرو زبانی: چو: وقتی که  / آهنین کوه: استعاره از عمرو / قلمرو ادبی: دشت، گشت: جناس ناهمسان اختلافی / رزمگه کوه فولاد گشت: تشبیه، اغراق

بازگردانی: وقتی که عمرو با اندام درشت و پوشیده از جنگ افزار به میدان آمد،  گویی که کوه فولادی میدان جنگ را در بر گرفت.

۴- بیامد به دشت و نفس کرد راست /  پس آن گه باستاد هم رزم خواست

قلمرو زبانی: نفس کرد راست : نفسی تازه کرد / باستاد: بایستاد / همرزم: حریف ، هم نبرد / قلمرو ادبی: راست، خواست: شبه جناس

بازگردانی: به میدان جنگ آمد و لحظه ای ایستاد و نفس تازه کرد؛ سپس حریف خواست.

۵- حبیب خدای جهان آفرین / نگه کرد بر روی مردان دین

قلمرو زبانی: حبیب : دوست / قلمرو ادبی: نگه کرد بر روی مردان دین: کنایه از منتظر اقدام بودن

بازگردانی: دوست خدای آفریننده جهان (پیامبر) بر روی سپاهیان خود نگه کرد و منتظر اقدام مسلمانان بود.

۶- همه برده سر در گریبان فرو / نشد هیچ کس را هوس، رزم او

قلمرو زبانی: گریبان: یخه / هوس: میل / را: رای اضافه گسسته / قلمرو ادبی: سر به گریبان فروبردن: کنایه از شرمندگی و ترس /

بازگردانی: همه از ترس عمرو سر یقه فرو برده بودند و هیچ کس تمایل به نبرد با او را نداشت.

۷- به جز بازوی دین و شیر خدا / که شد طالب رزم آن اژدها

قلمرو زبانی: طالب: خواهان / قلمرو ادبی: بازوی دین، شیر خدا: استعاره از حضرت علی (ع) / اژدها: استعاره از عمرو

بازگردانی: به جز حضرت علی (ع) که تمایل به نبرد با عمرو را داشت.

۸- بر مصطفی بهر رخصت دوید / از او خواست دستوری امّا ندید

قلمرو زبانی: بر: پیش ، نزد / بهر: برای / قلمرو ادبی: بر و بهر : جناس ناهمسان افزایشی / دستوری: رخصت ، اجازه / دستوری ندید: حس آمیزی

بازگردانی: حضرت علی (ع) برای اجازه گرفتن از حضرت رسول با شتاب به سوی ایشان رفت؛ ولی پیامبر اجازه نداد.

عمرو برای دوم مبارزه می طلبد . پیامبر از لشکر می پرسد که چه کسی حاضر است با عمر بجنگد؟ لیکن جز حضرت علی (ع) کسی اعلام آمادگی نمی کند. پیامبر (ص) به علی هشدار می دهد که عمرو است. علی (ع) جواب می دهد: من هم علی ابن ابی طالبم و پس از گفتگوی بسیار، از پیامبر (ص) اجازه نبرد می گیرد. در میدان نبرد عمرو با  جنگ با علی امتناع می کند؛ با این بهانه که نمی خواهم به دست من کشته شوی؛ امّا علی (ع) در پاسخ می گوید: ریختن خون تو برای من از مُلک روی زمین بهتر است. عمرو این بار خشمگینانه از اسب پایین می آید و:

قلمرو زبانی: امتناع می کند: سرباز زدن / مُلک: فرمانروایی / قلمرو ادبی: لشکر: مجازاً لشکریان / ریختن خون: کنایه از کشتن /

۹- به سوی هژبر ژیان کرد رو /   به پیشش برآمد شه جنگ جو

قلمرو زبانی: ژیان: خشمگین، درّنده / به پیشش برآمد: جلویش درآمد / قلمرو ادبی: هژبر: شیر ، استعاره از حضرت علی (ع) / رو کرد: کنایه از حرکت کرد / رو، جو: جناس ناهمسان

بازگردانی: عمرو به حضرت علی (ع) آن شیر خشمگین رو کرد و حضرت علی (ع) جلویش درآمد.

۱۰- دویدند از کین دل سوی هم  /  در صلح بستند بر روی هم

قلمرو زبانی: کین: کینه، دشمنی / قلمرو ادبی: سوی و روی: جناس ناقص اختلافی / در صلح: اضافه تشبیهی یا اضافه استعاری / در صلح بستن: کنایه از جایی برای آشتی نگذاشتند

بازگردانی: با دلی پر از دشمنی به سوی هم تاختند و جایی آشتی نگذاشتند .

۱۱- فلک باخت از سهم آن جنگ رنگ /  بود سهمگین جنگ شیر و پلنگ

قلمرو زبانی: فلک: آسمان / سهم: ترس ، تیر ، بهره / باختن: از دست دادن / قلمرو ادبی: سهم، جنگ: ایهام تناسب / فلک رنگش را باخت: جانبخشی، کنایه از ترس  / سهمگین: ترس آور / شیر و پلنگ: تناسب / جنگ و رنگ: جناس ناهمسان اختلافی / حسن تعلیل / واج آرایی:  «گ»

بازگردانی: جنگ آن قدرسهمگین است که آسمان رنگ باخته است ، حق هم دارد چون جنگ شیر و پلنگ خیلی ترسناک است .

۱۲- نخست آن سیه روز و برگشته بخت /  برافراخت بازو چو شاخ درخت

قلمرو زبانی: برافراخت: بلند کرد (بن ماضی: افراخت، بن مضارع: افراز) / شاخ: شاخه / قلمرو ادبی: سیه روز، برگشته بخت: بدبخت / بازو: مجاز از دست / بازو چو شاخ درخت: تشبیه /

بازگردانی: نخست عمرو بدبخت و تیره روز، دست خود را مانند شاخه درخت بالا برد .

۱۳- سپر بر سر آورد، شیر اله / عَلم کرد شمشیر آن اژدها

قلمرو زبانی: علم: پرچم / قلمرو ادبی: شیراله: استعاره است از حضرت علی (ع) / علم کرد: کنایه از بلند کرد / اژدها: استعاره از عمرو / عیبب قافیه

بازگردانی: حضرت علی (ع) سپرش را بالا آورد و عمرو دوباره شمشیرش را بالا آورد .

۱۴- بیفشرد چون کوه پا بر زمین /   بخایید دندان به دندان کین

قلمرو زبانی: خاییدن: جویدن ، به دندان نرم کردن / دندان کین: اضافه اقترانی / قلمرو ادبی: پا بر زمین فشردن: کنایه از پایداری / چون کوه: تشیبه / دندان به دندان خاییدن: کنایه از خشم

بازگردانی: حضرت علی (ع) مانند کوه خشمگینانه پایداری ورزید.

۱۵- چو ننمود رخ شاهد آرزو / به هم حمله کردند باز از دو سو

قلمرو زبانی: شاهد: زیبارو / قلمرو ادبی: شاهد آرزو: اضافه تشبیهی /  ننمود رخ شاهد آرزو: کنایه است از جلوه گری (ناکامی)

بازگردانی:  چون هیچ کدام از این حمله، نتیجه ای نگرفتند، دوباره به هم حمله کردند .

۱۶- نهادند آوردگاهی چنان /  که کم دیده باشد زمین و زمان

قلمرو زبانی: آوردگاه: میدان جنگ / قلمرو ادبی: زمین، زمان: مجاز از زمینیان / زمین، زمان: جناس ناهمسان اختلافی

بازگردانی: چنان جنگی در میدان نبرد پدید آوردند که اهل زمین و زمان چنین میدانی را به یاد ندارند.

۱۷- ز بس گرد از آن رزمگه بردمید /  تن هر دو شد از نظر ناپدید

قلمرو زبانی: بس: بسیاری / بردمید: بلند شد / هر دو: علی و عمرو

بازگردانی: از بسیاری گرد و خاک که بلند شد، هر دو پهلوان از نظرها ناپدید گشتند.

۱۸- زره لخت لخت و قبا چاک چاک /  سر و روی مردان پر از گرد و خاک

قلمرو زبانی: لخت لخت : پاره پاره /  قلمرو ادبی: سر و روی: تناسب / قبا: گونه ای جامه / چاک، خاک: جناس

بازگردانی: جامۀ ایشان پاره پاره شده و سر و رویشان پر از گرد و خاک بود.

۱۹- چنین آن دو ماهر در آداب ضرب  / زهم رد نمودند هفتاد حرب

قلمرو زبانی: ماهر: ورزیده / قلمرو ادبی: ضرب: مجاز از جنگ / حرب : جنگ، مجازاً جنگ افزار / ضرب و حرب: جناس ناهمسان اختلافی /

بازگردانی: آن دو جنگجو که هنر جنگ می دانستند، هفتاد گونه جنگ افزار را به کار بردند و اثرگذار نبود.

۲۰- شجاع غضنفر  وصیّ نبی / نهنگ یم قدرت حق، علی

قلمرو ادبی: غضنفر: شیر، استعاره از حضرت علی (ع) / وصی: جانشین / نبی: پیامبر / نهنگ: استعاره از علی /  یم: دریا / یم قدرت: اضافه تشبیهی / نهنگ، یم: تناسب / موقوف المعانی

بازگردانی: شیر شجاع ، جانشین پیامبر و نهنگ دریای حق ، حضرت علی (ع)

۲۱- چنان دید بر روی دشمن ز خشم  /  که شد ساخته کارش از زهر چشم

قلمرو ادبی: خشم، چشم: جناس ناقص اختلافی / چشم: مجاز از نگاه / زهر چشم: نگاه تند، اضافه استعاری /

بازگردانی: چنان از روی خشم به چهره دشمن نگاه کرد که عمرو از زهر چشم کارش ساخته شد .

۲۲- برافراخت پس دست خیبر گشا / پی سر بریدن بیفشرد پا

قلمرو زبانی: برافراخت : بلند کرد / خبیرگشا : تلمیح / پی: به دنبال، در معنی پا، ایهام تناسب / قلمرو ادبی: سر: مجاز از گردن / پا فشردن: پافشاری کردن

بازگردانی: بازگردانی: پس دست قدرتمند خود را بلند کرد، و برای کشتن عمرو آماده کرد و پافشاری کرد.

۲۳- به نام خدای جهان آفرین / بینداخت شمشیر را شاه دین

قلمرو زبانی: شاه دین: حضرت علی (ع) / بینداخت: بزد / / قلمرو ادبی:

بازگردانی: حضرت علی (ع) با نام خدای جهان آفرین شمشیر را زد.

۲۴- چو شیر خدا راند بر خصم، تیغ /  به سر کوفت شیطان دو دست دریغ

قلمرو زبانی: خصم : دشمن / دست دریغ: اضافه اقترانی / قلمرو ادبی: به سر کوفتن: کنایه از اندوه و ناراحتی / سر و دست: تناسب / تیغ، دریغ: جناس ناهمسان اختلافی

بازگردانی: هنگامی که حضرت علی (ع) بر دشمن شمشیر کشید، شیطان دو دست افسوس بر سر کوبید و ناامید شد .

۲۵- پرید از رخ کفر در هند رنگ  /  تپیدند بت خانه ها در فرنگ

قلمرو زبانی: رنگ پریدن: کنایه از ترسیدن / رخ کفر: تشخیص / قلمرو ادبی: اغراق / تپیدند: لرزیدن و مضطرب شدن / بت خانه تپیدند: تشخیص / فرنگ: باخترزمین به ویژه اروپا / فرنگ و رنگ : جناس ناهمسان افزایشی

بازگردانی: کافران و بت پرستان هند بسیار ترسیدند و بت خانه های اروپا از هراس به خود لرزیدند.

۲۶- غضنفر بزد تیغ بر گردنش /  در آورد از پای، بی سر تنش

قلمرو زبانی: غضنفر: شیر، استعاره از علی / از پای در آوردن: تباه کردن / بی سر تنش: تن بی ارزش / مرجع ش: عمرو / قلمرو ادبی: سر، پا، تن: تناسب

بازگردانی: حضرت علی (ع) شمشیر بر گردنش زد و سرش را از تن بی ارزشش جدا کرد .

۲۷- دم تیغ بر گردنش چون رسید /  سر عمرو صد گام از تن پرید

قلمرو زبانی: دم : لبه / تیغ: شمشیر / گام: قدم / قلمرو ادبی: اغراق / گردن، سر، گام، تن: تناسب

بازگردانی: وقتی که شمشیر بر گردن عمرو فرود آمد، سر از تن او جدا شد و صد قدم آن طرف تر افتاد.

۲۸- چو غلتید در خاک آن ژنده فیل / بزد بوسه بر دست او جبرئیل

قلمرو زبانی: ژنده: هم تبار با گنده، بزرگ / ژنده فیل: استعاره از عمرو /

بازگردانی: هنگامی که آن قهرمان درشت اندام به دست حضرت علی (ع) کشته شد، جبرئیل بر دستان حضرت علی (ع) بوسه زد.

حمله حیدری، باذل مشهدی

شعر خوانی: وطن