آموزه هفدهم: سپیده دم

کارگاه متن پژوهی صفحه ۱۳۸ و ۱۳۹ و ۱۴۰

قلمرو زبانی

۱- به نمونه های زیر، توجّه کنید.

بر پایۀ تناسب (همبستگی) بر پایۀ هم معنایی (ترادف)

۲- از میان موارد زیر، ترکیبهای وصفی و اضافی را جدا کنید؛ سپس، هستۀ هر یک را مشخص نمایید.

«ستارۀ غروب، سَرور آزادگان، مسافر دیرین، ماهی دریا، برترین حماسه»

    هسته  مضاف، هسته  مضاف، هسته  صفت،هسته  مضاف،صفت  هسته

              الیه             الیه                               الیه    عالی

۳-  در مصراع زیر، نقش دستوری اجزای مشخّص شده را بنویسید.

«پس، درهای امید و روشنایی را به روی ما بگشای»

        مفعول   مضاف              حرف/متمم/مضاف

                    الیه                اضافه           الیه

قلمرو ادبی

۱- مصرع های زیر را با توجّه به آرایه‌های «تشخیص، کنایه و تشبیه» بررسی کنید.

 ای چون سبزه بر آمده از دفتر روزگاران

        تشبیه                  اضافه تشبیهی

ای کشتی های صیّادی که مقاومت پیشه کرده اید!

  تشخیص(جانبخشی)

 بگذار بوسه زنیم بر شمشیری که در دستان توست

            کنایه  / معنا: نماد مبارزه/ تشخیص(جانبخشی)

۲- کدام واژۀ مشخّص شده،استعاره به شمار می‌آید؟ مفهوم آن را بنویسید.

«ای مسافر دیرین بر روی خار و درد/ ای چون ستاره، فروزان»

     استعاره از جنوب   کنایه از رنج و سختی     نماد آگاهی- تشبیه

۳- شاعر، «باران ها» و «فصل ها» را در کدام مفاهیم نمادین به کار برده است؟

باران: نماد نعمت / فصل: نماد دگرگونی

۴- کاربرد مناسب شبکۀ معنایی، در شعر و نثر، ضمن آنکه به تداعی معانی کمک می کند، سبب زیبایی و دلنشینی سخن می شود و آرایۀ«مراعات نظیر» را پدید می آورد؛ مثال:

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند  / تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

              تناسب                  کنایه از اینکه     مجاز   کنایه از       نادانی       سعدی

                                        مشغول اند                             از روزی/ بدست آوردن

 از متن درس، دو نمونه مراعات نظیر بیابید.

ای کشتی های صیّادی که مقاومت پیشه کرده اید. /   ای ماهی دریا که مقاومت پیشه کرده اید.

قلمرو فکری

۱- دریافت خود را از سرودۀ زیر بنویسید.

«تو را جنوب نامیدم / ……./ ای انقلاب زمین که با انقلاب آسمانِ بَرین/ پیوند خورده ای »

یعنی انقلاب امام موسی صدر یک انقلاب خدایی و آسمانی بود. ( انقلاب تو سرشت آسمانی و معنوی داشت.)

۲- در سرودۀ زیر:

«ای سرزمینی کز خاکت/ خوشه های گندم می روید/ و پیامبران برمی خیزند »

الف) کدام سرزمین مورد خطاب است؟ لبنان و فلسطین

ب) مقصود شاعر از مصراع های دوم و سوم چیست؟

مصراع دوم بر امید به آینده و زندگی دوباره تاکید دارد. مصراع سوم به بعث پیامبران از سرزمین لبنان و فلسطین اشاره دارد.

۳- ِ از متن درس، مصراعی را معادل معنایی قسمت مشخّص شده بیابید.

«تو را سپیده دمی در انتظار زاده شدن/ و پیکری در اشتیاق شهادت نامیدم »

و گل هایی را می چیند / که از انگشتان شهیدان می رویند.

 ۴- در این بخش از شعرش بر چه نکته ای تأکید دارد؟

«ای که ردای حسین بر دوش داری/ و خورشید کربلا را در برداری …»

مردم جنوب فلسطین و لبنان راه امام حسین رامی روند.

گنج حکمت: مزار شاعر

تیمور لنگ، گاه سوار بر اسبی که لگامی زرّین داشت سرگرم اندیشه‌های دور و دراز خود از میدان جنگ به گورستان می‌رفت و از اسب پیاده می‌شد و تنها در میان قبرها به گردش می‌پرداخت و هر گاه بر مزار یکی از نیاکان خود یا شاعری بزرگ، سرداری دلاور و دانشمندی نامدار می‌گذشت، سر فرود می‌آورد و مزار او را می بوسید.

قلمرو زبانی: لگامی: افسار، دهنه / مزار: زیارت گاه / نیا: پدر بزرگ، جد / نامدار: سرشناس / قلمرو ادبی: سرگرم بودن: کنایه از مشغول بودن / سر فرود آوردن: کنایه از تعظیم کردن

تیمور، پس از آنکه شهر توس را گشود، فرمان داد که از کشتار مردم آن دست بردارند؛ زیرا فردوسی، شاعر ایرانی، روزگار خود را در آن به سر برده بود. آنگاه تیمور بر سر مزار او شتافت و چون جذبه ای اسرار آمیز او را به سوی فردوسی می‌کشید، خواست که قبرش را بگشایند: «مزار شاعر غرق در گُل بود.»

قلمرو زبانی: گشود: فتح کرد / شتافتن: با عجله عازم شدن / جذبه: کشش / اسرار: ج سرّ، رازها (شبه هم آوا◄ اصرار: پافشاری) / قلمرو ادبی: دست برداشتن: کنایه از منصرف شدن / به سر بردن: کنایه از گذراندن

تیمور در اندیشه شد که پس از مرگ، مزار کشورگشایی چون او چگونه خواهد بود. پس، از راه قره قوم به سوی تاتار آنجا که نیای بزرگش، چنگیز، در معبدی آهنین آرمیده است ، روی آورد. در برابر زائر نامدار که زانو بر زمین زده و سر فرود آورده بود، سنگ بزرگی را که بر گور فاتح چین نهاده بودند، برداشتند؛ ولی تیمور ناگهان بر خود لرزید و روی بگردانید: گور ستمگر غرق در خون بود».

قلمرو زبانی: آرمیدن: خوابیدن ، آسودن / زائر: زیارت کننده / قلمرو ادبی: آرمیدن: کنایه از دفن شدن و مردن / سر فرود آوردن: کنایه از تعظیم کردن /