آموزه ششم: سجع و انواع آن

سجع: یکسانی دو واژه در واج یا وا جهای پایانی و وزن یا هر دوی آنهاست.
آرایۀ سجع در کلامی دیده می شود که حداقل دو جمله باشد؛ زیرا سجع ها باید در پایان دو جمله بیایند تا آرایۀ سجع پدید آید؛ درست مانند قافیه که در پایان مصراع ها یا بیت ها می آید.
همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال.
به کلمات مشخّص شده در هر جمله « ارکان سجع » و به آهنگ برخاسته از آنها «سجع » می گویند.
نثر و شعری که سجع در آن به کار رود « مسجّع » نامیده می شود.

انواع سجع

توانگری به هنر است نه به مال، و بزرگی به عقل است نه به سال.
کلمات «مال و سال » که در پایان دو جمله آمده اند، هموزن اند و واج های پایانی آنها نیز یکی است. این نوع سجع، «متوازی» نامیده می شود.
■ دوستی را که به عمری فراچنگ آرند نشاید که به یک دم بیازارند.
در مثال دوم، کلمه های « آرند و بیازارند » که در پایان دو جمله آمده اند، هموزن نیستند، امّا واج های آخر آنها یکسان است؛ این نوع سجع را «مُطَرّف» می گویند.
مال از بهر آسایش عمر است، نه عمر از بهر گرد کرد ن مال .
در مثال سوم، دو کلمۀ «عمر و مال» که در پایان دو جمله آمده اند، فقط هموزن اند؛ این نوع سجع را «متوازن » می نامند.
ارزش موسیقایی سجع متوازی از همه سجع ها بیشتر است.
سجع بیشتر در نثر به کار می رود، امّا در شعر نیز نمونه هایی از آن را می توان یافت. به بیت زیر دقّت کنید:
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن / من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود
چنان که می بینید، شاعر بیت را به چهار قسمت، تقسیم کرده است و در پایان سه قسمت از آن، واژه هایی را آورده است که با هم سجع متوازی یا مطرّف دارند؛ مانند: بدن، سخن و خویشتن.
انواع سجع