آموزه نخست: خاطره نگاری

خاطره، از انواع ادبی و یکی از عام ترین و صمیمانه ترین گونه های نوشتار است که نویسنده در آن، صحنه ها یا وقایعی را که در زندگی اش روی داده و در آنها نقش داشته یا شاهدشان بوده است، شرح می دهد.

خاطره نگاری یکی از ساده ترین، بی تکلف ترین و در عین حال مؤثرترین راه ها برای انتقال احساسات خود به دیگران است.

در خاطره نگاری نکات زیر اهمّیت خاصّی دارد:

۱- موضوع: خاطره نگاری، مانند هر متن دیگری به موضوع نیاز دارد؛ امّا اهمّیت موضوع در خاطره نگاری به برجسته بودن رویدادهاست. موضوع خاطره نباید و نمی تواند روزمرّگی های زندگی باشد.

بی همتا بودن موضوع یا روایت بی همتا از موضوع، شرط اصلی ثبت خاطره است و نیز رعایت تسلسل و توالی زمانی رویداد که از آن زاویه بتواند دیدی مناسب به خواننده بدهد.

۲- راوی یا زاویۀ دید: شخص راوی و زاویه ای که از آن به تعریف خاطره می پردازد نیز در خاطره نگاری اهمیت دارد. روایت کنندۀ خاطره، گاه خود در شکل گیری رویداد و موضوع نقش دارد، گاه ناظر و شاهد آن رخداد است.

۳- شروع مناسب: شروع مناسب تأثیر خاصی بر نگاه مخاطب دارد و او را به خواندن ادامۀ متن ترغیب می کند.

آغاز مناسب می تواند دربردارنده موارد زیر باشد:

الف) دربردارندۀ موقعیت و زمان

ب) دربردارندۀ مکان

ج) بیان رویدادی خاطره انگیز

۴- سادگی و صمیمیت زبان نوشته: امتیاز خاطره نگاری بر سایر انواع نوشتن آن است که لزومی ندارد نویسندۀ خاطره، از قالب مشخصی پیروی کند؛ مقررات عامِ نوشتن – که خواهی نخواهی شامل همه نوع نوشته می شود- به کنار؛ در خاطره نگاری پیروی از سبک و سیاق ویژه یا اصول و فنون خاصی مورد نظر نیست؛ زیرا خاطره نگاری تا حدی قالبی آزاد و به دور از قید و بند است.

خاطره گویی و خاطره نگاری

خاطره گفتنی است یا نوشتنی؟ از آنجا که هدف خاطره به اشتراک گذاشتن تجربه های شخصی است، هر دو شیوه برای خاطره درست و رواست. وقتی ما واقعه و حادثه ای را که دیده، خوانده، شنیده یا تجربه کرده ایم، برای کسی یا کسانی تعریف می کنیم، درحقیقت همان کار یا هدفی را دنبال می کنیم که از نوشتن خاطره و خواندن آن به وسیلۀ دیگران انتظار داریم؛ با دو تفاوت؛ یکی آن که نوشته سند است و ماندگار و دیگر آن که زبان نوشتار با زبان گفتار در برخی از اصول و نکات متفاوت است. ازین رو اگر بر آن شویم زبان گفتار را به زبان نوشتار برگردانیم اصول زیر را رعایت می کنیم:

◙ متن یکپارچه گفتاری را در نوشتار به چند بند تبدیل می کنیم.

◙ بسیاری از تکیه کلام ها، اصطلاح های محاوره ای و تکرار ها را حذف یا جایگزین می کنیم.

◙ متن خاطره را با توجه به اجزای جمله در نثر معیار مرتب می کنیم.

جدول ارزشیابی

مَثَل نویسی

مَثَل های زیر را بخوانید. سپس یکی را انتخاب کنید و آن را گسترش دهید.

◙ از دل برود هر آن که از دیده برفت.

پیام: هر کس را مدتی نبینی کم کم علاقه ات به او فروخواهد کاست و او را فراموش خواهی کرد.

◙ باز فیلش یاد هندوستان کرد.

پیام: به یاد گذشته و کسی یا چیزی یا جای مورد علاقه خود افتادن و شوق بازگشت به آن را داشتن.

◙ به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی است.

پیام: سخنان بسیاری برای گفتن وجود دارد؛ اما زمان و دفتر ما اندک است و گنجایش آن را ندارد.

◙ آدمی نان خورد از دولت یاد.

پیام: هر انسانی از دانش خود روزی می خورد و به جایگاه والا می رسد.

ریشه این زبانزد: گفت استاد مبر درس از یــاد / یاد باد آن چه مرا گفت استاد – یاد باد آن که مرا یاد آموخت / آدمی نان خورد از دولت یاد – هیـــــچ یادم نرود این معنی / که مرا مادر من، نادان زاد – پدرم نیز چو استادم دید / گشت از تربیت من آزاد – پس مرا منت از استاد بود / که به تعلیم من اُستاد اِستاد – هر چه می دانست آموخت مرا / غیر یک اصــل که ناگفته نهاد – قدر استاد نکو دانستن / حیف استاد به من یاد نداد (ایرج میرزا)